✍️مردی رابعه را گفت:
گناه بسیار کرده ام اگر توبه کنم فراپذیرد؟
رابعه گفت: نه، ولیکن اگر توبه دهد توبه کنی.

یعنی توبه از جانب او داده می شود تا از جانب ما انجام شود.

📚رساله قشیریه،باب توبه
👤بانوی عارف رابعه عدویه

@sufismlibray

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:19  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

💠 قطعه ای از یک کتاب:

📘 کشکول شیخ بهایی
💠 آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست‌‌ زيرا :
☆ اگر بسيار كار كند، می‌گويند احمق است.
☆ اگر كم كار كند، می‌گويند تنبل است.
☆ اگر بخشش كند، می‌گويند افراط می‌كند.
☆ اگر جمع‌گرا باشد، می‌گويند بخيل است.
☆ اگر ساكت و خاموش باشد می‌گويند لال است.
☆ اگر زبان‌آوری كند، می‌گويند ورّاج و پرگوست.
☆ اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گويند رياكار است، و اگر نكند می‌گويند كافراست و بی‌دين.

¤ لذا نبايد بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد و جز از خداوند نبايد ازكسی ترسيد.
پس آنچه باشید که دوست دارید. شاد باشید؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.

📚کتابخانه تصوف و عرفان
@sufismlibrary

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:19  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

مفروش خویش ارزان

که تو بس گران بهایی...

- مولانا
📓فیه ما فیه
@sufismlibrary

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:18  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

💠 داستانها و پیامهای نظامی
🔹 نویسنده: دکتر حشمت‌‌الله ریاضی
🔹 به اهتمام: حبیب‌‌الله پاک‌گوهر

¤ نویسنده در ابتدا، انگیزه و هدفش را
از نگارش این کتاب چنین بیان می‌کند:

• معرفی گنجینه عظیم فرهنگ ایرانی که سرشار از معارف و حکمت و علم و عرفان است به جوانان و همه کسانی که با ادب عرفانی فارسی آشنایی تخصصی ندارند ولی قلبا با آن مأنوس هستند، تا بتوانند با استفاده از آن به خود گنجینه دست یابند و از آن بهره‌های معنوی برند و سرمایه معرفت زندگی سازند. بنابراین داستانها و پیامهای این گنجینه‌های عظیم فرهنگی
شامل: مثنوی مولوی، خمسه نظامی، شاهنامه فردوسی و منطق الطیر و الهی نامه عطار را عرضه داشتم که همه آنها کلید در گنج صاحب آن هنرها می‌باشد.

¤ در اینجا از کتاب کلیات حکیم نظامی گنجوی، به تصحیح استاد وحید دستگردی، استفاده شده، بدین ترتیب که:

• از کتاب اول، مخزن‌الاسرار، داستان‌های کوتاه
• و از چهار کتاب دیگر شامل خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر و اسکندرنامه (شرفنامه و اقبال نامه) داستان‌های بلند، ذکر شده است.

این کتاب توسط انتشارات حقیقت در سال ۱۳۸۵ در ۲۷۱ صفحه چاپ‌ شده است.

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:17  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 


اگر اسلام آن است که بایزید (بسطامی) است نتوانم و اگر این است که شمایید نخواهم..!


📚 #تذکره_الاولیا
👤 #عطار_نیشابوری
@sufismlibrary

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:16  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

یوسفِ مصری را دوستی از سفر رسید.
گفت: «جهت من چه ارمغان آوردی؟»
گفت: «چیست که تو را نیست و تو بدان محتاجی؟ الا جهتِ آن که از تو خوب تر هیچ نیست آینه آورده ام تا هر لحظه، روی خود را در وی مطالعه کنی.»

#فیه_ما_فیه
#مولانا

@sufismlibrary

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:16  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

عطار مراحل هفتگانه ای را برای سير و سلوك و طلب حقيقت و رسيدن به درجات عاليه خود سازی تا آگاهی كامل و رسيدن به ديدار روی دوست در نظر گرفته است:

۱. طلب
۲. عشق
۳. معرفت
۴. استغناء
۵. توحيد
۶. حيرت
۷. فنا يا فناء فی الله.

اين هفت وادی در منطق الطير به این شکل بیان شده:

گفت ما را هفت وادی در ره است
چون گذشتی هفت وادی درگه است

#عطار
#هفت_وادی

@sufismlibrary

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:15  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 


پادشاهی به دیده استحقار در طایفه درویشان نظر کرد یکی زان میان به فراست به جای آورد و گفت ای ملک ما درین دنیا به جیش* از تو کمتریم و به عیش خوشتر و به مرگ برابر و به قیامت بهتر

در آن ساعت که خواهند این و آن مرد
نخواهند از جهان بیش از کفن برد

چو رخت از مملکت بربست خواهی
گدایی بهتر است از پادشاهی

طریق درویشان ذکرست و شکر و خدمت و طاعت و ایثار و قناعت و توحید و توکل و تسلیم و تحمل. هر که بدین صفتها که گفتم موصوفست به حقیقت درویشست و گر در قباست.اما هرزه گردی بی نماز هوا پرست هوس باز که روزها به شب آرد در بند شهوت و شبها روز کند در خواب غفلت و بخورد هر چه در میان آید و بگوید هر چه بر زبان آید رندست و گر در عباست.

ای درونت برهنه از تقوا
کز برون جامه ریا داری

پرده هفت رنگ در مگذار
تو که در خانه بوریا داری

*جیش: لشگر

#گلستان


@sufismlibrary

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:14  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

هر جا که باشی و در هر حال که باشی جهد کن تا محب باشی و عاشق باشی. و چون محبت ملک تو شد، همیشه محب باشی در گور و در حشر و در بهشت، الی مالانهایه. چون تو گندم کاشتی، قطعاً گندم روید و در انبار همان گندم باشد و در تنور همان گندم باشد.

مجنون خواست که پیش لیلی نامه نویسد. قلم در دست گرفت و این بیت گفت:

خَیالکَ فِی عَینی.
وَ اِسمُکَ فی فَمِی.
وَ ذِکرُکَ فی قَلبی.
اِلی اَینَ اکتُبُ؟

خیال تو مقیم چشم است.
و نام تو از زبان خالی نیست.
و ذکر تو در صمیم جان جای دارد.
پس نامه پیش کی نویسم؟ چون تو در این محل‌ها می‌گردی.
قلم بشکست و کاغذ بدرید.

#فیه_ما_فیه
#مولانا

@sufismlibary

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:14  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

شخصی نزد حکیمی رفت و گفت:
فلان کس در حق تو چیزی گفته است

حکیم گفت :
از این گفته سه خیانت کردی!
- برادری را در دل من ناخوش کردی
- دل فارغ مرا مشغول نمودی
- و خود را نزد من فاسق و متهم گردانیدی ...

📕 کیمیای سعادت
✍🏻 غزالی

📚 @sufismlibrary

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:13  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

مُحبّت چون به‌غایت رسد، آن‌ را عشق خوانند و گویند که:
"العشق محبه مفرطه"؛
و عشق خاص‌تر از محبت است، زیرا که همه عشقی محبت باشد، اما همه محبّت عشق نباشد؛
و محبّت خاص‌تر از معرفت است؛ زیرا که همه محبّتی معرفت باشد، اما همه معرفتی محبّت نباشد.

@sufismlibrary

شیخ شهاب الدین سهروردی
ملقب به شیخ اشراق

📚فی حقیقه العشق

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:13  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

تو مبین که بر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه

@sufismlibrary

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:12  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

شمس خطاب به مولانا:
تو نازکی، طاقت کلمات بسیار ما نداری. مرا دهان پر از آرد است. برون می زند. تو می رنجی، ضعیف می شوی. مرا اگر هزار برنجانند هیچ جز قوی تر نشوم و جز عظیم تر نشوم. من در دوزخ رَوَم، و در بهشت روم، و در بازار... و تو نازکی نتوانی رفتن.

#شمس‌الدین_محمد_تبریزی
#

📕 @Sufismlibrary

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:12  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

انسان کامل را شیخ و پیشوا و هادی و مهدی گویند، و دانا و بالغ و کامل و مکمل گویند و امام و خلیفه و قطب و صاحب زمان گویند و جام جهان نما و آئینه گیتی نمای و تریاق بزرگ و اکسیر اعظم گویند و عیسی گویند که مرده زنده می کند و خضر گویند که آب حیوه خورده است و سلیمان گویند که زبان مرغان می داند و این انسان کامل همیشه در عالم باشد و زیادت از یکی نباشد از جهت آنکه تمامت موجودات همچون یک شخص است و انسان کامل دل آن شخص است و موجودات بی دل نتوانند بود؛ پس انسان کامل همیشه در عالم باشد؛ و دل زیادت از یکی نبود پس انسان کامل در عالم زیادت از یکی نباشد در عالم دانایان بسیار باشند اما آنکه دل عالم است یکی بیش نبود دیگران در مراتب باشند، هر یک در مرتبه ای چون آن یگانه عالم ازین عالم در گذرد یکی دیگر بمرتبۀ وی رسد و بجای وی نشیند تا عالم بی دل نباشد.

📕انسان کامل
🔹عزیزالدین نسفی

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:11  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

عاشقی به در خانه معشوق خود رسید و در زد. معشوق گفت: کیستی؟ عاشق در پاسخ گفت: منم. معشوق بانگ برآورد که اکنون زمان در گشادن به روی تو فرا نرسیده است زیرا تو هنوز خامی و حدّ حضور بر این خوان را نیافته‌ای. شخص خام باید در آتش فراق بسوزد تا پخته شود و از نفاق و دوگانگی برهد. عاشق بیچاره در فراق یار بگذرانید و در آتش دوری سوخت. پس از این به مقام پختگی دست یافت مجدداً به در خانه معشوق خود رفت و با ترس و ادب حلقه بر در کوفت و همچنان نگران بود که مبادا لفظی نامبارک و ناخوشایند از دهانش بر آید و موجب تکدّر خاطر یار عزیزش گردد. معشوقش بانگ برآورد که بر در کیست؟ عاشق با احتیاط و ترس گفت: بر در هم تو هستی ای یار محبوب. یارش در بگشود و گفت: اکنون که من استی پس ای من به درآی. زیرا در این سرا جای دو من نیست و اکنون که در من محو و فانی شدی، می‌توانی داخل شوی.


☀️
👤 مولانا

@sufismlibrary

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:10  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

بیا کز عشق تو دیوانه گشتم
وگر شهری بدم ویرانه گشتم

ز عشق تو ز خان و مان بریدم
به درد عشق تو همخانه گشتم

چنان کاهل بدم کان را نگویم
چو دیدم روی تو مردانه گشتم

چو خویش جان خود جان تو دیدم
ز خویشان بهر تو بیگانه گشتم

فسانه عاشقان خواندم شب و روز
کنون در عشق تو افسانه گشتم

به جان جمله مستان که مستم
بگیر ای دلبر عیار دستم

به جان جمله جانبازان که جانم
به جان رستگارانش که رستم

عطاردوار دفترباره بودم
زبردست ادیبان می نشستم

چو دیدم لوح پیشانی ساقی
شدم مست و قلم ها را شکستم

مرا گفتی بدر پرده دریدم
مرا گفتی قدح بشکن شکستم

مرا گفتی ببر از جمله یاران
بکندم از همه دل در تو بستم

📖 مولانا
@sufismlibrary

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:10  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

دل است هَمچو حسین و فِراقْ هَمچو یَزید
شهید گشته دو صد رَه، به دشتِ کَرْب و بَلا

#مولانا

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:9  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

الهی !
این بنده چه داند که چه می باید جُست؟

داننده تویی! هر آنچه دانی، آن دِه ...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@Sufismlibrary | خواجه عبدالله انصاری

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:8  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

💠 گنجینه الاسرار - عمان سامانی


🔹میرزا نورالله عمان سامانی ملقب به «تاج الشعراء» و متخلص به «عمان» از شعرای پرآوازهٔ آیینی در نیمهٔ دوم سدهٔ ۱۳ و اوایل سدهٔ ۱۴ هجری است که به سال ۱۲۵۸ ه. ق در سامان به دنیا آمد و به سال ۱۳۲۲ ه. ق در سن ۶۴ سالگی در زادگاهش درگذشت.
نیاکان او همه از دری‌سرایان، پارسی‌گویان و آذری‌سرایان عصر خود بوده‌اند.
پدرش میرزا عبدالله متخلص به «ذره» مولف «جامع‌الانساب» و جدش میرزا عبدالواهاب سامانی متخلص به «قطره» و عمویش میرزا لطف‌الله متخلص به «دریا» همگی از شاعران عهد ناصری بوده‌اند.
میرزا نورالله همانند بسیاری از نیاکان خود در سلوک تصوّف و عرفان بوده است.
عمان سامانی تحصیلات ابتدائی را در مکتب‌خانه‌های محلی فرا گرفت و بعد به اصفهان عزیمت و در مدرسه «نیماورد» و «صدر» وارد و سال‌ها پیش آخوند کاشی مشغول کسب علم بود.

🔹از آثار عمان سامانی می‌توان به گنجینة الاسرار، مخزن الدرّر، معراج نامه و دیوان اشعار اشاره کرد.

در این میان، مثنوی «گنجینةالاسرار» یکی از جالب ترین آثار عمان سامانی درباره عرفان عاشورا است. در این مثنوی نسبتاً کوتاه، نکته‌های ظریفی از عشق و عرفان با بیانی هنرمندانه و گرم طرح شده است.
عمان را باید اولین شاعری نام برد که اشعار کربلایی را از قالب سوگ خارج کرد و در قالب حماسی آمیخته به عشق و روشنگری ارائه نمود.

🔸گنجینة الاسرار که نسخه کامل آن به اهتمام حمید یعقوبی سامانی منتشر شده، بااین مطلع آغاز می‌شود:

🔻کیست این پنهان مرا در جان و تن
کز زبان من همی گوید سخن

🔻این که گوید از لب من راز کیست؟
بنگرید این صاحب آواز کیست؟

🔻در من اینسان خودنمایی می‌کند
ادعای آشنایی می‌کند

عمان سامانی در اواخر عمر به سامان مراجعه کرد و آثار ارزنده‌ای از خود به یادگار گذاشت.
نقل است که جنازه عمان را در مسجد جامع سامان به خاک سپردند و بعدها بر اساس وصیت او به نجف منتقل و در وادی‌السلام مدفون گردیده است.


🔹 ناشر : انتشارات حقیقت
¤ علاقه‌مندان برای خرید و ارسال پستی کتا‌بهای انتشارات حقیقت در واتساپ با شماره تلفن ۰۹۱۲۰۹۲۶۱۲۱ تماس بگیرند.

مراجعه نمایند‌.
#گنجینه_الاسرار
#عمان_سامانی

📚کتابخانه تصوف و عرفان

+ نوشته شده در  2024/2/8ساعت 18:2  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  |