|
و چون انسان از اول تولّد تا آخر زندگي تحت تأثير واهمه است و يك آن از صورت تراشي واهمه آسوده نيست و آباداني گيتي به توسط واهمه است نميتواند بالكل گريزان باشد و از موهومي كه گريخت در موهوم ديگر اُفتد ليكن بسياري از موهومات راه و روزنه به حقيقتيست و بايد در آغاز پيدايش و انجام آن دقّت كرد و بعضي از آن كه از بزرگان رسيده بايد مقصود را دريافت و مراقب بود چرا كه روح قوي نماينده الهي در آن امر اثر بخشيده و بعضي كه موافق با آثار آشكار و يا پنهان طبيعي يا داراي اثر روحي بود و يا خياليست كه مؤثر در تربيت يا سودمند در آسايش مردمست يا بدون آن توده مردم در وظيفه انسانيت يا ديانت خود كوتاهي مينمايند نبايد موهوم صرف گفت بلكه به تفاوت مراتب بايد حقايق ناميد و آنچه غير اينست اگرچه آثاري از آن به تصادف يا از توجه نفوس به آن پيدا شود بايد موهوم نام گذاشت پس آنچه فرمايش بزرگان دينست فرمايش آنها را كه اثر خارجي بخشيده بايد تعظيم نمود و بسياري از موهومات يا مثلها هست كه دستور اخلاقي و نتيجه تربيتي در آن منظور بوده است بايد پي به آن برد و آن را ترويج كرد و موهوماتي كه در ميان عامه است در هر دسته و هر ده و هر شهري ميگويند تا توجه به آن هست نبايد در انظار بي اعتنايي نمود بلكه از توجه نفوس به آن اثري پيدا ميشود پس اذهان را بايد منصرف و بيدار كرد.
تفأل وفال نيك زدن خوبست كه اميد را قوي وهمت را راسخ ودل را آرام گرداند.
تطير و به جزئيات وساوس نفس از كار نبايد بازماند كه تَطَير و فال بد زدن نهي رسيده است و خيال را نبايد به چيزي كه اثر طبيعي آن معلوم نيست و از بزرگي هم نرسيده پابند و مشوش ساخت كه حتّي به زبان آوردن نهي رسيده و نفس را مضطرب سازد و اگر چنين خيالي پيش آيد به استغفار پردازد وپناه به خدا برد و صدقه به مستحقّي رساند رفع شود.
استخاره و اگر در كاري مردد ماند و به كنگاش ترديد برنخواست استخاره نمايد و نيك و بد كار خود را از خدا بخواهد آنچه پاسخ آيد خيراو باشد و توكّل بر خدا و واگذار به پيشامد هم يك نوع استخاره است كه هرچه صلاحست پيش آيد.
روش زندگاني برادران من مشورت مؤمن در امور خود و ديگران بايد پايانبين باشد و پيرآمون كار را بسنجد و با داناتر از خود مشورت نمايد و بعد از مشورت صلاح دين ودنيا را برگزيند ورفتار كند كه مشورت از لغزش نگاهدارد.
عيبجويي و آزار مسلمين از شخص مسلم كه بايد مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند خطاء و استهزاء و شماتت و فحش و سخن چيني و كتمان حق با ايمان نارواست ومؤمن بايد از عيب خود به ديگري نپردازد.
|