|
طلاق و طلاق در نزد خدا و خلق ناپسند و بر حضرت رسول صلّي االله عليه و آله مگر در ناچاري ناگوارست و بردباري در ناگواريهاي زنان تا بشود گواراتراز طلاقست.
فقر و درويشي علقه دل را از غير خدا بريدن و رو به عالم تجرد آوردن و تن با خلق و دل از آنها بر كنار داشتنست و منافي تأهل و گرفتن زن نيست بلكه تأهل سنّت اسلام و حفظ از بسياري از خطرات و آورنده روزي و در صورت اداي وظيفه و تحمل ناملايم مربي سالكست و تنهايي روا نيست مگر به ناچاري و نبايد در گرفتن زن ملاحظه دارايي و جمال نمود بلكه دانايي تحصيلي هم تنها مفيد نيست بايد ملاحظه نجابت ذاتي و ديانت و عفّت و اخلاق و وقار كرد و ملاحظه نداشتن مرض مسري هم لازمست و ملاحظه اولاد كه بقاي نوع در آنست و نتيجه ازدواجست بايد داشت و حتّي الامكان از تكلّفات در اول و بعد هم در زندگاني بركنار بود كه غالباً اينگونه گرفتاري مانع ازدواج ميشود يا توليد زحمات و خرابيها ميكند و در معاشرت با زنها به محبت و گذشت و تربيت موافق دستور بزرگان رفتار شود كه خواهي نخواهي آنها هم به محبت به وظيفه خود آگاه و رفتار نمايند. و البته آنها هم از وظيفه خود نبايد تجاوز نمايند و چون منظور اصلي بقاي نسلست در نزديكي زيادهروي روا نيست كه مواد لازمه زندگاني بدن كم شود و در تندرستي رخنه افتد و موافق دستور بزرگان اولي است و البتّه غذاي حلال خوردن و در آن حال به ياد خدا و با نيت امتثال بودن كه اولادي اگر پيدا شود نيك باشد لازمست و چون توانايي عدالت بسيار نادر است زياده از يك زن جززحمت بهرهاي ندارد مگردر ناچاري وموارد ضروري.
مسكرات هكذا مسكرات كه عقل را كه امتياز انسانست از حيوانات ديگر و منشاء صفات و كردار نيكست زايل ميكند و ترياك و چرس و بنگ هم از مسكرات محسوب ست
قمار مثلاً قمار كه براندازنده خانوادهها و عادت دهنده به بيكاري و پريشان كننده فكر و دشمنكننده دوستانست از منكراتست و عاقل نبايد پيرامون آن بگردد.
نواهي و آنچه نهي از آن رسيده سالك را از خدا دور و دل را چركين و بسته به دنيا ميكند و بايد دوري كرد و لذّت موهوم و فاني را براي دريافت خوشيهاي جاوداني ترك كرد و به كردار زشت كه پسند عقل نيست و خاطر بزرگان را ميرنجاند و مورد تنفر و بدنامي و دشمني مردم هم ميگردد و غالباً آثار آن ميماند نبايد خود را آلوده ساخت و در شريعت مقدسه اسلام معروف و منكر معين و راه جلوگيري دستور داده شده كه در كتب مسطورست و مسلمين غالباً بايد دانسته باشند ذكر آنها به طول ميكشد و كتاب مفصلي ميشود و بعض گناهان كه حال توبه را هم غالباً ميبرند و در نفس جا ميگيرند بزرگ و كبيره فرمودهاند و در قرآن نهي سخت رسيده و بعضي صغيره محسوب ميشوند كه اصرار بر آنها نيز نفس را بالاخره جري و دل را تيره ميگرداند ودر ضمن عبادات و معاملات ومعاشرتها نيزهست.
|