|
دعا و دعا كه خواندن خداست به خواست دلست چه بر زبان آيد و چه نيايد كه خواستن به دل و نذر روزه يا نماز براي كاري يا نذر مالي نمودن و توسل به بزرگان دين و شفيع قراردادن روانهاي پاك آنها را نزد خدا كه خدا در شفاعت آنها اجازه داده يا صدقات و خيرات در راه خدا و امثال اينها همه مراتب دعاست و توجه قلبي و همت مؤمن بر امري دعاست و البته با توجه تام دل و حال رستگي و بيچارگي كه بريدن از ماسوي است اجابت ميشود و براي افزوني توجه و يكرو شدن دل، پاكي تن و پوشاك از حدث و خَبث و مال ديگران نبودن و پاكي دل از آلودگيها و توبه و انابه و خوراك حلال و مواظبت شرع و افسرده نبودن مؤمن و اجازه عمومي يا خصوصي دستور داده شده و البته در حال ريزش رحمت و موقع اجتماع مؤمنين به وجهه ايماني و موقع راز و نياز مؤمنين مناسبتر و به اجابت نزديكترست مخصوصاً در حال توبه مؤمنين و مجالس و حلقه ذكرآنها كه رحمت خدا شاملست نبايد كوتاهي نمود و دعاي زباني هم اگراز دل خيزد كه زبان هم بگويد يا بخواند و توجه نمايد كه در دل اثر نمايد و حال شود دعا خواهد بود و خواندن دعاها كه مسلّمست از بزرگان رسيده براي آموختن طرز مناجات و راز و نياز و طريق ادب بسيار ممدوحست.كه كمترين بهره آن دانستن است كه انساني نبايد از خود به خارج بپردازد يا خود را بيگناه پندارد بلكه بايد گناهان خود را پيش چشم آورده و به خدا پناه برد و از او بخشش بخواهد براي خود و برادران و پدر و مادر و نياكان و فرزندان خود. و نيكي آنها را از خداوند بخواهد و ياد گذشتگان نمايد و براي آنها بخشش و رحمت درخواست كند و اجابت دعاي برادران را بخواهد و چون خداوند إذن در شفاعت پيغمبر صلّي االله عليه و آله داده و شفاعت او را پسنديده در آغاز و انجام دعا چنگ به دامان آن حضرت زده و صلوات بفرستد و در استغفار وعده بخشش و رحمت و نيرومندي و دادن دارايي و فرزند وفراواني و افزوني نعمت و بركت آسماني و زميني داده شده است پس در دعا بايد با حال استغفار باشد و ذكر استغفار گويد و تا تواند به امور دنيا كه پستست نپردازد و خود را از كريم به كم قانع نسازد و به خدا واگذارد كه او كفايت مهمات نمايد و بدي احدي را تا بشود نخواهد كه اسباب زحمت گردد و اگرچه هر آني كه حال دعا بيايد همان موقع ساعت استجابتست و هر شب بندگي نمايد در به رويش باز شود و شب قدر گردد ولي اوقاتي كه براي عبادت قرارداده و نام بردهاند توجه بيشتر و مؤثرترست و مواقعي كه بزرگي به وصال رسيده و يا دري به روي خلق باز شده است البته توجه تمامتر گردد.
اوراد و بعد از نماز هم بايد تا بشود در محل نماز اوراد و تعقيبات نماز را با توجه قلبي و دريافت معاني بخواند كه در آنچه دستور دادهاند رضاي خدا و تربيت نفسست به شرط توجه بلكه اصلاح امر دنيا و آخرت و دفع هم و غم و حل مشكلات در توجه و توسل منظور ومژده دادهاند.
نماز پايه دينست نشانه بزرگ اسلاميتست، و روي آوردن بنده است به سوي خدا كه مايه تمام عباداتست، پس اگر پذيرفته شد ماسواي آن پذيرفته، و اگر رد شد مردود ميشوند اولين حكم اسلاميست و البته به جماعت پسنديدهترست كه اجتماع مؤمنين از عبادات محسوب و بركت و رحمتست بايد تنبلي نكرد و نماز صبح و مغرب را كه نزديكتر به صورت نماز وسطي است مخصوصاً تا بشود در اول وقت بجا آورد و كوشيد كه حال مطابق باشد با گفتار و دل را با دلدار داشت او را حاضر دانسته به اذان و اقامه خود را آماده كارزار با نفس كرده به تكبيرة الاحرام پشت پا بر ماسوي زده درجات سير را مطابق گفتار پيموده كه به حضور رسيده سلام دهد و البته بايد بداند كه چه ميگويد و با كه ميگويد و چه ميخواهد و اگر داراي آن حال نگرديد و توفيق نيافت خود را قاصر و مقصر ديده نفس را سرزنش نمايد و حال راهروان را در نظر آورد كه به تازيانه شوق نفس را به راه اندازد و اشارات در كتب عرفا مخصوصاً در كتب مرحوم سلطانعليشاه شهيد قدس سرّه مبسوطست و در نوافل موافق امر با تدبر بكوشد و در نيت جز مولي را نخواهد و بايد از دقّت و كنجكاوي در احكام نماز اشارات و دستورات عمومي كه استنباط ميشود دريافت و رفتار كرد. مانند پسنديدگي نظافت و بدي كسالت و نيكي اجتماع و جماعت و پسنديدگي تعطيل جمعه تا بعد از ظهر و اثر نطق و خطابه و مراقبت عفّت و جمعيت خيال و توجه و رعايت خانهداري كه «مسجد المرئة بيتها» و مساوات و برادري و اطاعت بزرگان و يگانگي و جلوگيري از خود و ديگران در ستمگري و حفظ الصحه (بهداشت) و لباس و ظرف نساختن از طلا و نقره كه براي مبادله در معامله مورد احتياج عمومست و مقيد نبودن مردان به زينت با تقيد به نظافت و ملاحظه همنشينان و اذيت نشدن آنان ولو از بوي بد انسان و آسايش از زحمت كار دنيا به توجه به خدا و پسند بودن بيداري سحر و خواستن براي مؤمنين آنچه كه براي خود ميخواهد كه «اهدنا» به لفظ مفيد جمعست و دستور جشن ديانتي گرفتن از نماز عيدين و جمعه و روا نبودن سعايت مؤمن نزد خدا و بزرگان بلكه لزوم شفاعت آنها از نماز اموات و توجه به خدا در هر تغيير و انقلاب از نماز آيات و رعايت اقتصاد و ميانهروي اگر چه در آب باشد و نترسيدن با رعايت احتياط در نماز خوف و غير اينها كه مسلم باهوش با تدبر درمييابد بلكه مؤمن در هر امري بايد تدبر كند كه آنچه پسند دوست باشد دريابد و چنان كند.
قرائت قرآن پس خواندن قرآن كه فرمان خدايي و صورت پيمان بين بندگان و خداوندست امر عموميست كه تا بشود هر روز ولو كم 18 باشد بخوانيم كه به ياد بندگي خود افتيم و از پيمان يادآريم و تا بشود بايد ترجمه آن را دانست و تدبر در آن نمود و در اول شروع با پاكي و پاكيزگي پناه به خدا از شرّ وسوسه شيطان برد كه مبادا در دل جا گيرد و برخلاف جلوه دهد و براي آنها كه ترجمه ندانند باز هم خواندن قرآن و توجه به خدا و پيمان خدايي نيك و امر شده است ولي نبايد به اندازهاي متوجه لفظ شويم كه از معني و مقصود دور افتيم و خواندن ترجمه قرآن كه بطور صحيح ترجمه شده باشد در غير نماز براي دقت و دانستن بعضي احكام و دستورات اخلاقي خوبست كه اقلاً بدانيم آنچه ديگران ادعا نمايند بهترو بالاترآن را دارائيم.
جمع شريعت و طريقت چه در احكام ظاهرو شريعت و چه آداب باطن و طريقت كه اين هردو نبايد از هم جدا باشد كه بدون يكديگرنتيجه نبخشد. شريعت اعمال راجع به تن و طريقت راجع به دلست. شريعت آراستن ظاهرست به طاعت، طريقت پاكيزه نمودن باطن است به اخلاق پسنديده و دوستي و ياد خدا و روشن ساختن دل به شناختن او. پس اين هر دو مانند مغز و پوست بلكه مانند لفظ و معنيست و مانند جان و تن و يا چراغ و روشنايي آن يا مانند دوا و اثر آن و جمع بين ظاهر و باطن و شريعت و طريقت از اختصاصات سلسله نعمت اللّهيه بوده و هست پس بايد مراقبت داشت و آن كس كه خود را نزديكتر داند بايد در رفتار بر احكامي كه در قرآن مجيد و خطاب به مؤمنينست بهتر بكوشد حتّي امور دنيا از كسب معاش و انماء مال و پرستاري عيال و تلذّذات حلال به قصد امتثال امر كه رسيده بنمايد عبادت نيز خواهد بود، و در اسلام به قدري توسعه در احكامست كه در هر كاري امريا نهي هست وميتواند مسلم تمام كارهاي دنيوي خود را با نيت امتثال بندگي خدا نمايد.
|