ايمان زراعتيست كه ميوه آن وقت مرگ چيده ميشود و آسايش و بهره آن بعد از مرگ آشكار شود.

اين زراعت بايد به پندار و گفتار و كردار نيك آبياري شود كه نمو نموده تباه نگردد

بلكه شايد پيش از مرگ طبيعي به مرگ اختياري بهره آن را بردارد

و خداوند نيكي را معين فرموده و پسند خود را دستور داده لازمه بستگي و ايمان فرمانبرداريست

و رضاي دوست را كه دوست بفهمد بايد به آن رفتار نمايد تا چه رسد كه امر و نهي در آن باشد

كه بايد در اطاعت بياختيار باشد و چون برخلاف نفس است به كلفت بايد وادار نمود

به اين جهت تكليفش ناميدند و بايد تعظيم امر و نهي نموده و سهل نشمرده و تا بتواند بكوشد.

+ نوشته شده در  2025/10/6ساعت 18:57  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

در مواضع تهمت ملاحظه نمايد نه بطوري كه اهانت باشد بلكه مراقب باشد كه مبادا در خود شخص تأثير بخشد

و چون بيكاري و سربار جامعه بودن و طمع داشتن در سلسله نعمت اللهي ممنوع و نزد خدا ناپسندست

بايد مؤمنين را غالباً تشويق به كار وهمراهي در كار نمود.

+ نوشته شده در  2025/10/5ساعت 12:48  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

برادران من

خدمت

مؤمنين از جهت بستگي و لطيفه ايمان كه روي ايشان به خداست آئينه يكديگر و فرزندان معنوي محمد صلّي االله عليه و آله و سلّم و علي عليهالسلام و با يكديگر برادر روحانيند كه تنهاشان متعدد و روانهاي آنها يكيست و برحسب عهد و پيمان كه بستهاند خدمت و مواسات با برادران لازمه محبت و ايمانست نيكي با آنها عبادت و مخالفت و بدي معصيت است، قدر يكديگر را بدانيد و صورتاً و معناً در خدمت هم بكوشيد و لطيفه ايمان را به آن قوي نماييد كه خوش نمودن دل مؤمن خشنودي دل مولي و مايه آسايش و پيشرفت كار آخرت و دنياست. بايد از ديدن يكديگر خوش باشيد و از گفتار هم بهره برداريد و ملاقات به سلام و سلامتي و مصافحه نماييد و به دعا و استغفار و محبت درباره يكديگر از هم جدا شويد كه مصافحه با مؤمن بدون غرض نفساني به يادآوردن پيمان خدايي و بيدار كردن دوستي ايمانيست و رسيدن ابهام دست به ابهام و بندكردن انگشتان به مصافحه قوه مغناطيسي انساني و محبت را به جوش آرد و دل را روشني بخشد و تيرگي دل را از گناهان مانند ريزش برگ درختان در خزان فروريزد و شهوت و غضب را فرونشاند ولي به عادت و ظاهرنبايد اكتفا شود بلكه بايد بكوشيم كه حقيقت پيدا كند كه داراي اين بهرهها گردد و در حضور بزرگان بايد آنها را مخصوص به تحيت گردانيد و پيشقدمان ايماني را بايد مقدم دارند و جوانان رعايت پيران نمايند و پيشقدمان و پيران هم بايد به مساوات و برادري و نگاهداري كوچكان رفتار نمايند و هر مرتبه بالاتر نسبت به آنكس كه هنوز به آن مقام نرسيده نبايد سرزنش نمايد يا آنچه دريافته بخواهد تحميل نمايد بلكه به نرمي ومهرباني بايد او را بكشاند. برآوردن حاجات مؤمنين و خوشنود نمودن دل آنها خوشنودي مولي و ريزش رحمت خدا و ترقّي سالك است. زيارت مؤمن 16 براي وجهه ايمان و بردن يادگار و ارمغان و عيادت بيماران و تشييع جنازه مردگان و زيارت گورستان ايشان پسنديده خداوند و بزرگانست. اغراض دنيوي و خواستههاي فاني نبايد پرده دوستي و خدمت گردد تا به قهر و دوري از يكديگر كشاند كه دو مؤمن اگر سه روز با هم قهرباشند بوي ايمان از آنها برود ودر صورتي كه اختلاف بود تا بشود بايد بين خود مرتفع نمايند كه هرچه را در جدايي بخواهيم بيابيم در مهرباني و يگانگي بهتر يافت شود و اگر محتاج به وساطت بود توسط ديگري اصلاح نمايد كه يكي از وظايف همگي مؤمنين اصلاح ميانه برادرانست كه تا شنيدند افسردگي و اختلافي را بين دو برادر بايد بكوشند كه نپايد و اصلاح شود بلكه تا بشود از آنچه مايه اختلاف مؤمنين ميگردد بايد جلوگيري شود كه چاليش سبب سستي طرفين و نوع ميگردد و اگر محتاج به خرجي هم بود از خود هم كه بدهند روا و مقبول و پسند خداست و بين دو مؤمن و دو نور نبايد فاصله شده و جدايي انداخت و در امور يكديگر بايد كمك كار بوده مگر آنكه ضرر به مؤمن ديگر برسد كه بايد جمع بين حقين نمود و اختلافي كه بود در امر حق بايد مساعد و رفع ستم از مؤمن نمود و در مشتبه جديت در اصلاح كرد و حفظ حقوق برادري را درباره دنباله رفتگان از مؤمنين هم بايد داشت و مخصوصاً اگر پسر داشت همراهي كرد كه نام نيك او زنده بماند و جاي او را بگيرد و رعايت آداب ظاهري هم گرچه بالاصاله مهم نيست و

«تسقط الآداب بين الاحباب»

ولي براي حفظ ظاهر و ملاحظه حال بعضي كه هنوز مقيد باشند و انظار غالب مردم هم متوجه است بايد مراعات نمود مخصوصاً كه وارد ومهمان باشد مگردر محافل خاصه اُنس وفقر. از محترمين برادري وبرابري پسنديده واز سايرين احترام آنها و حفظ صورت خوشنماست اسرار مؤمنين را بايد نگاهدار بود و عيب آنها را پوشانيد و اگر بدي درباره آنها شنيد به مهرباني رفع شبهه و تبرئه از بدي نمود و با احتمال راستي به نيكي جلوگيري كرد تا تصور نشود كه رفتار نوع با رضاي بزرگانست و خود او را در پنهاني نصيحت نمود كه اعمال خلاف علاوه بر ضرر شخصي بدنامي بزرگانست و عمل مؤمن را تا بشود حمل بر درستي بايد كرد و اگر راهي در درستي او نيافت نبايد فاش نمود و انتشار داد و نبايد گفت مؤمن نيست و تبرّي نميتوان جست مگر تصريح و امري از بزرگان شنيده شود بلكه بيزاري از عمل بايد جست كه خداوند در قرآن مجيد مدح و ذم بر صفات و اعمال فرمودهاند نه بر اشخاص و در شنيدن بدي نبايد زودباور بود كه خداوند گوينده بدي مؤمن را فاسق فرموده و درصورتي كه دانست عمل او بر خلاف رضاي خدا و مولاست در پنهاني بايد نصيحت كرد، خيرخواهي مؤمن بايد در پنهان و آشكار و اندرز در پنهان باشد كه در انظار خوار نگردد و نفس به ستيزه افتد و سعايت مؤمن ولو امري كه از او بيند نزد كسي مخصوصاً نزد بزرگان بد است و زيان آن به گوينده بيشترست اما در صورتي كه علاج گرفتاري او منحصر به گفتن و اميد اثر در آن باشد خيرخواهي وادار به اظهار مينمايد نه نزد اشخاص و با مؤمن معاملهاي كه احتمال اختلاف در آن ميرود ننمايد تا به افسردگي نكشاند و در دوستي رخنه نيفتد مگر آنكه بيگانهوار با دقّت محكمكاري كنند و گذشت آخر را هم از اول تن در دهد كه مثليست در ميان توده ولي حكيمانه كه وصلت با خويش و معامله با بيگانه، و اذيت و صدمه و زيان رسانيدن و پست شمردن و سرزنش و تمسخر نمودن مؤمن زيان دنيا و آخرتست حتّي بياعتنايي در آداب صوري مانند روي از مؤمن برگرداندن و پشت به او كردن يا پاي رو به سر مؤمن خوابيدن و مانند آنها تا بشود روا نيست و داخل شدن در معاملهاي كه مؤمن ميخواهد بنمايد كه زيان به او رساند حرامست و غيبت و عيبجويي مؤمن از گناهان بزرگ و منع سخت از آن رسيده است با آنكه پنددادن مؤمن و دلسوزي 17 و خيرخواهي به شرط گمان تأثير و عدم توهين خوبست و تهمت زدن از غيبت بدترست و گمان بد داشتن و نسبت بدي دادن و تجسس در كار مؤمن نمودن و تفتين و افساد بين مؤمنين و نام بد گذاشتن موجب غضب خدا و سلب نعمتهاست و با اينكه دوري از مؤمن روا نيست.

+ نوشته شده در  2025/10/2ساعت 19:35  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

و بر نعمت ديگران حسد نورزد كه خداوند به هر دو داده

و حسود بر قضاء و قدر خشمگين و خود را آتش ميزند و هميشه غمگينست

و ايمان از حسد بركنارست و دارايي بجز از خدا نيست و دنيا ناپايدارست

پس چه جاي حسدست و نبايد مؤمن از خود به ديگري پردازد.

+ نوشته شده در  2025/10/1ساعت 18:0  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  | 

و در تحصيل آن نبايد از دستور شرع تجاوز نمايد كه روزي مقسومست و به عمل حلال يا حرام گردد

و نبايد از انسانيت و انصاف و رحم و مروت بگذرند و يا به مكر و فريب و خدعه و دروغ كه كار شيطانست

در صدد پيدا كردن دارايي برآيند كه نه آمدن آن به اختيار و نه نگاهداري آن به اقتدار ماست

بلكه به آنچه دارد نبايد دل بندد و خود را داراي حقيقي پندارد تا به آمدن آن بر خود بالد و سركشي كند

يا به رفتن آن خود را دربازد و جزع نمايد وبداند كه آنكس كه داده خود برده است.

+ نوشته شده در  2025/9/30ساعت 15:23  توسط فرشید نجف پور_( FARSHID NAJAFPOUR)  |